... ادامه مطلب
قدس با ادیان آسمانی مرتبط بوده و در دل تمام مؤمنان و معتقدان به ادیان الهی جای دارد. اما ارتباط آن با اسلام و مسلمانان از عمق بیشتری برخوردار است.
قدس از دیرباز جایگاه ویژه ای در اندیشه، تاریخ و میراث اسلامی داشته و مسلمانان آن را مانند فرزند خود مورد سرپرستی و حفاظت قرار داده اند.
این شهر نه فقط در اسلام بلکه در تمام ادیان آسمانی مورد تقدیس و احترام بوده و می باشد. خلفا، امرا، علما و صالحان در آن به ساخت مسجد، تکیه، راه، مدرسه و سایر اماکن مشابه پرداختند. تمام ادیان در آن برای عبادت آزاد بوده و پیوسته امنیت و ثبات داشته است.
قدس به چند سبب از جایگاه ویژه ای در بین مسلمانان برخوردار است:
1ـ این شهر موطن ابراهیم خلیل، محل پیامبران، محل نزول وحی و مبعث عیسی(ع) بوده است.
ابن عباس در این باره می گوید: پیامبران الهی بیت المقدس را بنا نهاده و در آن سکنی گزیدند. بدین سبب در وجب به وجب آن یک پیامبر نماز خوانده و یا یک ملک اقامت نموده است.
2ـ قدس اولین قبله مسلمانان و سومین حرم شریف است و پروردگار متعال آن را با لیلة الاسرای رسول و حبیب خود ویژگی خاصی بخشید.
پروردگار متعال در قرآن کریم می فرماید: سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انّه هو السمیع البصیر.
ديدگاه فقه اسلامي در مورد مواد مخدر
به قلم"حنفي"
يكي از مسايل مهم درجامعه كه بحث پيرامون آن امري ضروري است،مساله مواد مخدر مي باشد.زيرابسياري ازعوام مسلمين حكم فقهي آن را نمي دانند،وحتي برخي ازخواص نيز اين مطلب را خيلي جدي تلقي نمي نمايند چنانكه دراين رابطه سوالاتي هم درباره معامله وتجارت وهم كشت وزراعت وديگر موارد آن در ميان جامعه مطرح مي باشد لذا ضروري ومبرم دانسته شد تاحكم آن را مفصلا از نظريات جمعي از رجال علمي مذاهب وفقها وحضرات محدثين(رح) بيان شود.
بيان موضوع مخدر:
مخدر درلغت به معني بيهوش كننده است وشامل ترياك،هروئين،كوكائين،مرفين وغيره مواد مخدر ديگر مي باشد.بلي شريعت حضرت سيدالرسل عليهم السلام وساير شرايع قبلي الهي دراصول تنظيم امور حيات واحوال مردم مصالح حقيقي بشر را درنظر گرفته وانواع مضرات ومفاسد اخلاقي واجتماعي را تشريح نموده است.بلي به طور قطعي مي بينيم وشاهد هستيم كه هيچ حكمي از احكام الهي نيست كه در آن خير افراد جامعه مضمر نبوده باشد،وهيچ منع شرعي چه حرام وچه مكروه رامشاهده نمي كنيم مگر اينكه درآنها شروياشبهه ضرر واضح است.
وعقل سليم مصالح ومفاسد مخفي راشناسايي،مصالح رااختيار نموده ومفاسد را ترك مي كند واين شناخت وتفحص وجستجودرمدتي مديد بدست خواهد آمد.شرع انور قبل ازاينكه عقل درمورد آن جهد كند احكامي راصادرنموده ومشخص است كه احكام صادره را عقل سليم ازجهت امرويانهي مي شناسد وازاين جمله مواد مخدر است كه مضرات آن بر صحت وعقل وكرامت واعتبار ودرك انسان مشخص وآفتابي است.بلي تحمل ضرروتحميل آن شرعا ممنوع است ودراين مورد سيدنا ابي سعيد خدري رضي الله عنه مي گويد كه مبارك عليه السلام فرمودند:((ضرر وضرار دراسلام نيست)).حديث راابن ماجه ودارقطني باتصال سند وامام مالك با ارسال آن روايت مي كنند.واين حديث درحالي كه حسن است بيانگر اين مي باشد كه ضررمن حيث المجموع چه برخود وچه برغيرممنوع است وبراي هيچ كسي مجاز نيست كه برخود ويابرديگري بدون حق وخيانت گذشته اي ضرربرساند.ومعلوم است كه ضررهاي آفتابي متعددي درمعامله واستفاده مخدرات موجود است كه ضرربه مستعمل آن شخصا وضرربه فاميل واولادش وضرربه مجتمع آن به حساب مي آيد.مضرات شخصي تاثيرسنگين وناگوار مخدرات درجسد وعقل كه صحت واعصاب وفكرواعضاءمختلفه جهاز هاضمه وغيره بدن را تباه ساخته بلكه آن را مجمع امراض متعدد مي سازد.ضررفاميل معلوم است كه باثرمنكرات ومخدرات بين فاميل واولاد جقدر ناكواري وبي حرمتي ايجاد شده حتي كه خانه مسكوني شان به شكل جهنم بوده وهميشه قهر وستم ودشنام وتكرار عبارات وكلمات طلاق وكلمات ركيك برهمسر وتقصير وكوتاهي نفقه براهل واولاد جريان دارد.ضررعام مشخص است كه مخدرات باعث اتلاف اموال مفيد دراهداف مردود مي باشد وچون مبلغ گزاف مصرف ميشود مصالح عامه رامعطل ساخته به افراد ودولت وموسسات ضرر مي رساند.علاوه برهمه انچه تحريريافت كه باعث ارتكاب جرايم براشخاص واموال واعراض و آبروست بنيه وجود را فاسد مي سازد.
احكام مخدرات
-1 حكم شرعي مخدرات اين است كه اين مجموعه حرام است مگردرحالت تداوي وآنهم در وقت ضرورت وبه اندازه ضرورت،بلي اين مخدرات اصلا وبا الذات نجس نيست ليكن چون مجمع مضرات است حرام است(ص 249)رد المختارجلد(5)- واستفاده ازحرام تحت نظر دكتر متخصص مسلمان وآنهم درصورتي كه دكتر ميداند كه بدون اين دارو راه وچاره اي براي صحت نيست،واين دوا موثراست.وقتيكه شرايط سه گانه دكتر متخصص شرط تاثير وعدم موثريت غيرآن تشخيص شد به اندازه ضرورت مجاز است ومعلوم است ك هشرع انور درحالت ضرورت وهلاكت خوردن وآشاميدن حرام را به اندازه اي كه انسان را از ورطه هلاكت باعث رهانيدن باشد مجاز دانسته وحالت مخمصه بيانگر اين مدعاست(ص140ردالمختارص215وج4وج1)واينكه حرمت آنها ذاتي نيست وبواسطه ضررهاي مشهوده حرام شده است(ردالمختارص294ج5)تصريح كرده است كه عين مطلب در ص(5505)(فقه السلامي وادلته)نيزمي باشد.واز صفحه (16)تا(17)مسلم الثبوت بخشي مفصل مي نويسد كه حرمت عام است چه لذاته وچه لغيره وچه به اعتبارات باشد شامل است.
دلايل حرمت،ومبادله مخدرات بسيار است:
1- قبلاواضح گرديد كه ضررهاي مخدرات همه جانبه است واين مخدرات مانع نماز وذكر بوده مفتر عقل وبدن ودين واخلاق فرد واجتماع است،وچيزي كه اينقدر مضر باشد معلوم است كه حرمتش براي هر شخص عاقل قابل قبول است.
2- درمورد حرمت آنها حديث شريف موجود است.بلي امام احمد حنبل درمسند خود وابوداود درسنن خود ازسيدتنا ام سلمه رضي الله عنها كه ازجمله امهات المومنين رضي الله عنهن اند روايت مي كنند كه مبارك عليه السلام ازهر مست كننده وسست كننده وبيهوش كننده اي نهي ومنع كردند.
(مسنداحمدبن حنبل(رح)جزء6ص309)ابوداود(كتاب اشربه باب 5ص 57وج5). ومفتر براي هرآن چيزي كه سلامتي وبيحالي عمومي وبي حس كردن اعضاء وجود راسبب مي شود،گفته مي شود.واين حديث مخصوصا حرمت حشيش(چرس)را ثابت مي كند،زيراحشيش هم ضررهاي مذكور را همراه دارد.
علتي كه امام هاي مذاهب اربعه رضي الله عنهم درمورد حشيش(چرس)صحبتي نكردند،زيرا درآن وقت نبود،وظهور حشيش دراواخر قرن شش واوايل قرن هفتم حيني كه دولت تتاري ها ظهور كردند صورت گرفت وابن بيطار گفته است كه قبايح چرس وترياك زياد است وازجمله(120)ضرر را برشمرده است وخلاصه همه انواع مخدرات كه بي هوشي وبي حسي را همراه دارد درتحت حديث مبارك فوق شامل است وشكي نيست كه شريعت اسلامي همه مفاسد مضرات راحرام مي داند وحكم به حرمت شان مي دهد بلي علي قاري هروي كه بيش از صد عنوان كتاب درعلوم مختلفه از ايشان مانده است در(مرقات المفاتيح)شرح مشكوة مي گويد:اين حديث بيان كننده حرمت بنگ وچرس وغيره مواد مخدر است كه همه باعث ازاله عقل بوده وسست كننده است،واين علت درهمه مواد مخدر واضحا موجود است(ص318حاشيه 4مشكوة)ع27
تجارت مخدرات
1- تجارت مخدرات چه خريد وفروش وچه عرضه
كردن به بازار جهت فروش حرام است.ومعلوم است كه چنين تاجري باعث رواج مخدرات شده
ومبلغي كه از انجام معاملات اين مواد به دست مي آورد پول حرامي بوده كه كسب كردن
وعملش گمراه كننده ومعاونت برمعصيت است.زراعت چرس وخشخاش وساختن كوكائين
وهروئين وترياك كه شيره خشخاش است حرام است،وهرچيزي
كه معاونت برمعصيت داشته باشد معصيت است بنائا زراعت چرس وخشخاش واستخراج ساير
مخدرات ازخشخاش ونگهداري آن وانتقال آن ازجائي به جائي امري است حرام- دليل واضح
دراين مورد حديث سيدناعبدالله ابن عباس رضي الله عنه كه ابوداود ازجمله صحاح سته
است آن را روايت مي كند ميباشد:اينكه مبارك عليه السلام(ص) فرموده اند:كسي كه
درزمان چيدن انگور ازفروختن آن امتناع كرده ونگه مي دارد تا آنرا براي كسيكه شراي
مي سازد بفروشد به دوزخ داخل مي گردد.اين حديث مبارك(ص) مثلي كه بيانگر حرمت منع
نگهداري انگور جهت فروش آن براي سازنده شراب است بيان حرمت معاونت هرنوع حرام
ديگري هم مي باشد ازجمله زراعت چرس وخشخاش وسايرموارد استخراج فشرده ترياك وهروئين
وكوكائين وغيره.وحديث سيدنا عبدالله ابن عمررضي الله تعالي عنها به روايت ابوداود
وحاكم اينكه مبارك عليه السلام درمساله خمرده كس را لعنت كرده اند:1- خود شراب را
2- شرابخور را 3- ساقي اش را 4- فروشنده آن را 5- مشتري وخريدار آنرا6- فشاردهنده
انگور را براي شراب7- طالب فشارودلال انگور براي شراب8- حامل آن را 9- كسيكه واسطه
حمل شراب مي گردد10- كسيكه خود پول شراب را استفاده مي كند.
جمعا ده نفر درمورد شراب واشخاصي كه به نوعي درموضوع سهيم اند مورد لعنت سيدالابرار عليه السلام قراردارند،واين حديث شريف علاوه بر اينكه شارب خمر را مورد لعنت قرارداده تمام كساني كه سبب معصيت ويا معاونت برآن اند را شامل ساخته است. درمورد سودخواري هم همين طوردر حديث سيدنا حضرت عبدالله بن مسعود(رض)كه آن را سنن وامام احمد حنبل(رح)روايت كرده اند كه مبارك عليه السلام گيرنده ودهنده وشهود ونويسنده سند شود را لعنت كرده اند. درمجموع احاديث مبارك عليه السلام همكاري ومعاونت وسبب شدن برمعصيت را معصيت وشريك جرم اولي معرفي كرده اند،ودرمورد مواد مخدر هم كسي كه زراعت مي كند،واستخراح مي نمايد وانتقال مي دهد ومي فروشد واستفاده مي كند درمجموع بافاعل جرم ويا مسبب معصيت وياهمكار ومعاون مي باشد كه شريك جرم اولي بوده فعل حرام ومنكر را مرتكب مي شود.
پول مخدرات
بلي تمام فايده هايي كه تاجر وديگر اشخاصي كه درمساله به نوعي سهيم اند حرام است،وحضرت اوتعالي جل جلاله درسوره مباركه بقره آيه مباركه (188)مي فرمايد:(شما اموال خودرا بطور باطل وحرام دربين خود مورد استفاده قرارندهيد)كه موضوع سرقت،خيانت وعضب وقمار ومعاملات سودي وعقدهايي فاسد درخريد وفروش وفوايد مواد مخدر جزء اين امراست واحاديث متفق عليه متعددي درمورد اينكه كسي كه شراب راحرام كرده است پول فروش آن رانيز حرام نموده موجود ميباشد كه اين احاديث بيان حرمت پول مواد مخدره را هم تشخيص مي دهد.
عقوبت انجام دهنده مخدرات
همه فقها برتعزيرانجام دهنده مخدرات كه بدون عذرشرعي است اتفاق دارند،(وعذر شرعي يعني تداوي)بلي!درشرايط مخصوص كه قبلا اشاره شد استفاده ازمواد مخدر براي تداوي مجازاست ودرغيرآن تمام اشخاصي كه به نحوي ازانحاءشريك مواد مخدراند سزاوار تهديد شرعي مي باشند وتعزير راقاضي شرع شريف آنچه مطابق حال جاني وجنايت آن مي بيند ازقبيل توبيخ وحبس طويل وتشهيروزدن دره وغيره راجمعا ويابعضا حكم مي دهد.از(ص 5510الي5520ج7الفقه الاسلامي وادلته)
وقوع طلاق
كسي كه چرس كشيد ويا ترياك تناول كرد وعقلش به سبب اينها زايل گرديد،وزنش راطلاق داد طلاقش به روايت مفتي به مذهب حنفيه وشافعيه واقع مي گردد.(فتح القديرچاپ9جلدي ص326جلد3)اين حكم طلاق به اتفاق مذهب حنفيه وشافعيه است(ردالمحتار ص295وج5)بيانگر حرام بودن حشيش هم مي باشد(ص346فتح القديرج3-چاپ9 جلدي)وكسي كه به واسطه بنگ مست شده وازعقل دورمي گردد طلاقش واقع مي گرددوبراين روايت فتوي است(ص353ج اول فتاوي عالمگيريه) وحرام است خوردن بنگ وچرس وترياك. زيرا هركدام عقل رافاسد ساخته وازذكر الهي جل جلاله انسان را مانع مي شود.ليكن حرمت هركدام مثل حرمت شراب نيست. بنائا بواسطه خوردن واستفاده هايي ديگر درحالي كه درجهت تداوي نباشد تعزيرآن واجب است.(تنويرالابصار ودرالمحتار وردالمحتارص295 ج5)بلي اگر كسي قايل به حليت بنگ وچرس وترياك باشد زنديق ومبتدع مي باشد.(درمختار) وفتوي مشايخ مذهب حنفي وشافعي از جمله ابن حجر عسقلاني محدث شهيربراين است كه طلاق كسي كه چرس كشيده واقع مي شود زيراعلما به حرمت وتعزيرفروشنده آن فتوي صادركرده اند.حتي گفته اند كه اگر كسي قايل برحلال بودن آن باشد زنديق است(ردالمحتار ازعبدالرزاق ص295ج5)خلاصه مطلب اينكه چرس وبنگ وترياك واشياي كه ازآن ساخته مي شود مثل هروئين وكوكائين وغيره حرام بوده وسخن اجماع علما براين فتوي است.كه درصورت مدهوشي توسط اين مواد وگفتن طلاق،طلاق آن اعتبار داشته وزنش طلاق مي گردد واين مواد جمعا لازم است حريق شود وتاوان ندارد.وگرفتن اين مواد مجموعا مصادره نيست بلكه تمام كساني كه درمورد اين مواد به شكلي سهيم اند واجب التعزيرمي باشند زيرا اين اشخاص فاسق بوده نشردهنده فساد مي باشند تحريرخلاصه مطلب تحقيق ازدرمختار وردالمحتاردر(ص297ج5)ازچندين كتاب است.ازجمله شرح وهبانيه وجوهرةالنيره شرح قدوري وبحرالرائق وفتح القديروغيره مي باشد.
بلي فتاوي كامليه وانقرويه هم درمورد بحث مذكور حكم حرمت را صراحتا دارند.
بمنه وكرمه
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوستان عزیز شما می توانید با استفاده از آدرس های انترنتی ذیل کتاب های خیلی عالی قاضی صاحب نذیر احمد حنفی را دانلود نمایید.
http://www.up98.org/images/fx5yim6ogl1lx5hd9e7b.dochttp://www.up98.org/images/gil37gyr6z81sp631n0p.doc
http://www.up98.org/images/24em2r2p3vmvivvqq6ro.doc
http://www.up98.org/images/85njutvp1u345qaixi6b.doc
http://www.up98.org/images/b2ux3gerwme1elhjbds.doc
http://www.up98.org/images/hvjii1x5qskzcpybadgz.doc
http://www.up98.org/images/yavcbn2srjckc53id3bv.doc

1- آيا جواز دارد كه زن حائضه داخل مسجد شود؟
حائضه وجنب نمي توانند كه درمسجد داخل شوند زيرا پيامبراسلام صلي الله عليه وسلم فرموده اند"لا احل المسجد لحائض ولا لجنب" يعني داخل شدن درمسجد رابراي حائض وجنب روا نمي دانم.اما براي حائض وجنب جواز دارد كه بدون توقف نمودن ازمسجد عبورنمايند اگرجنب در داخل مسجد مكث نمايد باوجود آنكه مسجد ملوث نمي گردد باآنهم براي اوجواز ندارد كه در داخل مسجد توقف نمايد.
2-آيا براي زن حائضه گوش گرفتن قرآن جواز دارد؟
بلي براي اوجواز دارد كه قرآن راگوش گيرد بدون آنكه بزبان بخواند.
3-حكم خون سقط([1] )چيست؟
نزد بعض فقهاء خون سقط نفاس شمرده نميشود حال آنكه شوافع آنرا نفاس مي شمارند.
4- آيا براي حائض وجنب قرائت قرآن جواز دارد؟
براي حائض وجنب خواندن قرآن روانيست.
5-اگر زن بعد ازچهل روز ولادت خون بيند چه حكم دارد؟
تاشصت([2] )روز نفاس شمرده ميشود ودراين مدت وطي كردن جواز ندارد.
6-بعد ازغسل كردن كمي(خون)اززن بيرون شود چه حكم دارد؟
درمذهب امام شافعي غسل اعاده گردد اما درمذهب حنبلي غسل اعاده نمي شود.
7- دست زدن مرد به زن چه حكم دارد؟
درمذهب امام شافعي وضوء مرد وزن مي شكند نزد احناف وضوء نمي شكند اما درمذهب مالكي وحنبلي اگر احساس شهوت كند وضوءمي شكند واگر احساس شهوت نكند وضوءنمي شكند.
8- مادري كه ولد خود را پاك مي كند عورت اورا دست زند چه حكم دارد؟
درمذهب امام شافعي وضوء مي شكند امانزد غيرشافعي وضوء نمي شكند.
9- دست زدن به فرج چه حكم دارد؟
اگرفرج(شرمگاه)رابه باطن دست مس كند وضوءمي شكند اما اگر به پشت دست مس نمايد وضوءرانمي شكند اين حكم درمذهب شافعي است اما درمذهب احناف وضوءرانمي شكند بدليل آنكه رسول الله فرموده اند"ان هوالا بضعه منك"نيست اومگر توته بدن تواست.مذهب معتدل دراين مسئله اينست كه:اگر دست زدن شهوت راتحريك نمايد وضوءمي شكند واگر شهوت راتحريك نكند وضوء نمي شكند.
10- خواندن قرآن دراثنا عادت ماهوار(حيض)چه حكم دارد؟
جواز نداردامابراي معلمان ومتعلمان درمذهب مالكي بخاطر ضرورت جواز دارد واين جواز براي آن زن هاي است كه دربخش تعليم وتربيه ديني مصروف اند يا متعلمات براي امتحان مي خوانند.([3])
11- پيشاب كرد اما انتظار نكشيد تا ازبول پاك شود؟
بالايش لازم است كه قضيب(آله تناسلي)خود راسه مرتبه بشدت كش كرده پاك نمايد اما زن پيش روي فرج راسه مرتبه فشرده فشار دهد.
12-سلسل البول چه حكم دارد؟
چيزي رادراحليل خود بسته كند وبعد ازداخل شدن وقت،وضوءنمايد يك نماز فرض وازسنن(نوافل)چه مقداري راكه بخواهد بخواند حكم سلسل البول حكم زن مستحاضه است بعض ائمه يعني احناف براي سلسل البول جائز شمرده اند كه بيك وضوءزياده ازيك فرض را ادانمايد.([4])
13- مساس كردن زن باپشت دست چه حكم دارد؟
درمذهب امام شافعي(رح)بطن وظهردست يك حكم دارد حتي اگر بدون قصد،تصادفي هم مساس صورت گيرد وضوء مي شكند اما دربقيه مذاهب بمجرد لمس كردن زن،وضوءنمي شكند.
14- در وقت حيض جماع كردن چه حكم دارد؟
درهنگام حيض جماع كردن حرام است،درحالت حيض حمل برداشتن بندرت واقع ميشوداگر درهنگام حيض جماع صورت گيرد وزن حمل بردارد طفل زشت ومعلول بار ميآيد به زن زيان پيش ميشود چننانچه الله(ج)مي فرمايد:"ويسئلونك عن المحيض قل هو اذي فاعتزلوا النساء في المحيض"{البقره آيه 222}
15-رفتن زن حائضه درمسجد چه حكم دارد؟
مذاهب چهارگانه جايزنمي دانند لكن براي زن حائضه جواز دارد بدون آنكه توقف نمايد ازمسجد عبوركند.براي زن حائضه باقي ماندن در داخل مسجد گرچه براي تحصيل علم باشد جوازندارد،هركه به آمدن زنهاي حائضه ونفساءدرمسجد بخاطرتحصيل علم فتوادهد فتواي اوباطل است.وقتي كه براي جنب كه مسجد راملوث نمي سازد جواز ندارد كه درمسجد توقف نمايد پس چگونه براي زن حائضه جايزباشد كه درمسجد مكث نمايد؟
16- بعضي كساني كه مسلمان نيستند تنها شرمگاه خودرا مي شويندنه همه بدن رادليل مي آورند كه نجاست همه بدن رافرانگرفته است شما چه ميگوئيد؟
اين نظرعلط است بخاطر آنكه همين عضو به بدن وصل است.
17- شخصی درشبه افتاد که ازوی منی بیرون شده یامذی چه کند؟
به گمان اغلب خود عمل کند اگر برایش شبه پیش شود که منی است غسل بالایش واجب است اگر به شک افتاد که مذی است غسل بروی لازم نیست.
18- برای جنب در رابطه به قرآن چه چیز رواست؟
نظر کردن بسوی قرآن برایش جواز دارد ومی تواند که آیتی رابخاطر ذکر یا دعا تلاوت نماید.
19- زنی که جنب است درمدرسه قراردارد می تواند که قرآن را قرائت کند؟
درحالت جنابت خواندن قرآن پاک حرام است اما ازدیدگاه مذهب مالکی درحالت حیض جوازدارد نه درحالت جنابت زیرا حالت حیض دوام داشته به اختیار زن نمی باشد.
20- زن حائضه چگونه غسل کند؟
مانند مرد همه بدن خود را بشوید چیزی زایدی که وی انجام دهد اینست که محل خروج خون رابایک پارچه خوشبو شده بامشک بعد ازغسل پاک نماید تا اثر بوی بد کاملا از بین برود اگر پارچه خوشبو شده را نیافت ازخاک حلب استفاده کند درغیرآن غسل کردن با آب بدون استعمال چیزی خوشبو هم کفایت می کند.
حلب: نام جای است درسوریه خاک منطقه حلب خاک است که خوشبو می باشد مانند گل سرشوی که خاص گل است.
21- شستن فرج زن چه حکم دارد؟
در وقت نشستن هر قسمت ازفرج که ظاهر گردد رساندن آب درهمانجا بالای زن درغسل لازم است.
22- آیا بالای زن لازم است که به موی دراز خود آب برساند یا گیسوهای بافته شده خود را باز نماید؟
رسول خدا زن حائضه را امر نمود گیسوهای خود را باز کند اما برای زن جنب امر نکرد تا درهنگام غسل جنابت گیسوهای بافته خود را بگشاید که قول معتمد نزد بعضی همین است.درنزد شوافع زن رالازم است که گیسوهای خود راباز کند اما اگر بحدیث عائشه رضی الله عنها عمل شود باز کردن ضرور نیست عائضه صدیقه همرای رسول خدا غسل میکرد گیسوهای بافته خود را نمی گشود.
23- زن حیض دید واسلام آورد؟
یک غسل برای او کفایت می کند.
24- آیا منی طاهر است؟
نزد شوافع پاک است زیرا منی از اصل انسان است اما نزد احناف نجس می باشد.
25- درحالیکه جنب است مجبور شد که یک آیت قرآن رابخواند چه کند؟
برای جنب تلاوت کردن قرآن حرام است اما اگرمجبور شود که درحال جنابت یک آیت قرآن رابخواند مثلا همرای یک شخص که مسلمان نیست مناقشه دارد می تواند که به نیت ذکر یادعا یک آیت رابخواندچنانچه درمذهب مالکی ها خواندن آیت قرآنی به نیت ذکر ودعا روا است.
26- اگر کدام موادی در دست چسپیده باشد درینحالت غسل کند چه حکم دارد؟
اگر ماده چسپیده در دست مانع رسیدن آب به پوست شود مانند روغن یا غیرآن باید آن ماده از دست دور کرده شود سپس همان محل شسته شود واگر نماز بخواند درحالیکه به جای مواد چسپیده شده آب نرسیده باشد نماز را اعاده کند.
27- برهنه ولچ وضوء کردن چه حکم دارد؟
همراه با کراهیت صحت دارد.
28- جنب بود پس تیمم کرد ونماز خواند؟
اگر بعد از خروج وقت آب وافر پیدا کرد غسل را اعاده کند نه نماز را اما اگر پیش از خروج وقت آب کافی دریابد ازدیدگاه بعض فقهاء غسل ونماز هردو را اعاده کند.
29- حد واندازه که برای دریافت آب تلاش نماید چقدر است؟
اگربموجودیت آب شک ویا توهم کرد بالایش لازم است که به مسافه (حد غوث) آب را جستجو کند.غوث مسافه است که اگر تیر را انسان پرتاب کند به آنجا برسد که تقریبا 400گزاست که مساوی به 185م می شود.
30- زن درخون خود که بیرون میشود مشتبه شد(که خون حیض است یانه)چه کند؟
اگرخون درغیراوقات ماهوار بیرون شود خون استحاضه([5]) است وبمثابه خونریزی های است که از رگ می آید اما وقتی که خروج خون برزن دشوار ومشتبه شده اکثرروزهای ماه راخون بیند پس درین حالت برای تعین کردن خون حیض به عادت ماهوار خود برگردد که قبلا درهرماه چه وقت وچقدر خون می دید(روی آن ایام حیض خود را تعین نماید)زن مستحاضه پاک است که بعد ازداخل شدن وقت نماز برای هرنماز یک وضوء کند حکم آن مانند حکم سلسل البول است نزد جمهور علماء شوهرش می تواند با اومجامعت نماید اما حنبلی ها اجازه نمی دهند که شوهرش با اومجامعت کند(این از روی احتیاط است)زن مستحاضه نماز بخواند گرچه بالای بوریا (جای نماز)دراثناء نماز خواندن خون ازاوبچکد نماز را باندازه پوشیدن لباس تاخیر نماید وروزه رمضان را بگیرد.
31- کمترین سن که زن حیض بیند چند است؟
نه سالگی است واگرزن 16روز پیش از9سالگی خون دید حیض شمرده نمیشود واگر 15 روز پیش خون دید حیض شمرده می شود.
32- اقل واکثر مدت حیض چند است؟
اقل مدت حیض یک شب وروز یعنی 24ساعت نزد شوافع وسه شب وروز نزد احناف واکثرمدت حیض نزد احناف ده روز ودرمذهب مالکی،شافعی وحنبلی 15روزاست.
33- سن یأس (نا امیدی ازدین حیض) چند سالگی است؟
نزد شوافع 60 است که بعد ازآن زن حیض نمی بیند ونزد مالکی ها سن 55 است،آمد ن حیض بعد ازآن نادراست.
34- آیا درهنگام حمل، زن حیض می بیند؟
فقهاء درین موضوع اختلاف دارند شوافع ومالکی ها می گویند امکان دارد که زن درهنگام حمل حیض بیند اما احناف وحنبلی ها میگویند که زن دروقت که حمل داشته باشد حیض نمی بیندکه همین نظرازدیدگاه طبابت راجح وقوی است.
35- السحب([6])بالحیض چه معنا دارد؟
اگر زن دو روز خون بیند سپس دو روزپاک باشد باز یک روز خون بیند، همه این روزها زمان حیض او شمرده می شود که نماز وروزه این زن دراین روزها نزد شوافع قبول نیست اما حنبلی ها درین موضوع برخلاف شافعی ها نظر دارند.مقابل(السحب)َلقَطْ است یعنی دروقت انقطاع خون زن پاک شمرده می شود ودرهنگام دین خون حائض.
36- هنگامی که شوهر اراده مجامعت را نماید وزن بگوید که درحالت حیض است چه کند؟
اگر گمان غالب شوهر آن باشد که زن دروغ می گوید جواز دارد که زن را وطی کند.
37- آیا برای زن حائضه جواز دارد که درجایگای خاص که کنار مسجد ساخته شده است بنشیند؟
برای مساجد مداخل مخصوص برای زن ها وجود دارد که ازمسجد جدا اند ودرآنجا چوکی های مخصوص برای زن ها حائضه می باشد پس زن حائضه را جواز دارد که درآنجا بنشیند اما نشستن آنها در داخل مسجد جواز ندارد.
38- شخصی خطا کرد در دوران خون ماهوار خانم خود را جماع نمود چه کند؟
چنین خطا در روزهای اول حیض ودر روزهای آخر حیض صورت میگیرد اگر این خطا درلحظات اولی شروع حیض صورت گیرد یک دینار راکه 4.5 گرام طلاء است که حالا معادل 2500 لیره سوریه میشود صدقه دهد واگر این کار در روز های آخر عادت ماهوار زن باشد نصف دینار راکه درحدود 250 لیره میشود صدقه نماید دادن این صدقه نزد شوافع مستحب است از دیدگاه حنبلی ها واجب وحتمی است.
39- رطوبت فرج زن چه حکم دارد؟
پاک است نجس نیست وضوء رانمی شکند مانند عرق کردن فرج است.
40- آیا منی پاک است؟
آری نزد شوافع منی مانند آب دهن وآب بینی پاک است اما وقتی که مذی پائین شود وبامنی مخلوط گردد نجس میشود اما نزد احناف ازمنی خشک، جامه به مالیدن پاک میگردد... من برای زن وشوهر نصیحت می کنم که دراثناء خواب کردن باهمسران شان لنگ و آزار خاص بتن کنند.
41- دست زدن به عورت(آله تناسلی)وحلقه دبر چه حکم دارد؟
اگر باداخل دست،دست زند وضوء می شکند اما اگر باقسمت بیرون از کاسه دست مساس نماید وضوءنمی شکند ولاکن این حکم نزد شوافع است نزد احناف دست زدن به آله تناسلی وحلقه دبر ناقض وضوء نمی باشد.
42- در حالت حیض باخانم خود مجامعت نماید چه حکم دارد؟
توبه قطعی نماید که باردیگری چنین عمل را انجام نمی دهد وصدقه کند یک دینار را اگر روزهای اول حیض باشد اما اگر روزهای آخر حیض باشد نیم دینار صدقه نماید.
43- استعمال نمودن ناخن های ساختگی ورنگ ناخن چه حکم دارد؟
ناخن های ساختگی ورنگ ناخن مانع رسیدن آب به ناخن میگردد شستن ناخن مانند دیگر اعضاء در وضوء فرض است پس درحالتی که ناخن های ساختگی در دست دارد ویا رنگ ناخن استعمال کرده باشد وضوء صحت ندارد.
44- آیا زن درایام حیض ناخن ها وموهای خود را گرفته می تواند؟
در دوران خون ماهوار گرفتنن ناخن وموی جواز دارد اما مکروه است پس اولی وبهتر آنست که انتظاری کشد تا آنکه مدت دوران خون ختم گردد.
45- میش وفکستور([7])چه حکم دارد؟
وضوء درآن جواز دارد مانع صحت غسل نمی گردد.
46- گذاشتن مکیاج چه حکم دارد؟
گذاشتن آن بعد از وضوء جواز دارد اگر ازرسیدن آب مانع شود نهادن مکیاج قبل ازوضوء جواز ندارد می گویند که درساختن مکیاج از خوک استفاده میشود اگر این سخن حقیقت داشته باشد همه اتفاق دارند که نهادن مکیاج حرام است.
47- گرفتن ناخن وگرفتن موی درحالت حیض چه حکم دارد؟
مکروه است اما حرام نیست.
48- اگر دراثناء وضوء کردن هیجانی شده درآله تناسلی تحرک پیش شود چه حکم دارد؟
اگر انزال شود یا مذی بیرون گردد وضوء باطل می گردد.
49- (125) ص 33
[1] افتادن جنين قبل ازنموي كامل در رحم.
[2] اكثر مدت نفاس نزد احناف چهل روز است اما نزد امام مالك (رح) وامام شافعي شصت روز است آنها هيچ دليل ندارند تنها ازشعبي حكايت شده كه اواكثر مدت نفاس را 60 روز ميگفت قول شعبي (رح)دليل شده نمي تواند.
اما دليل احناف آنست كه عائشه،ام سلمه،ابن عباس وابوهريره (رض) ازپيامبراسلام (ص)روايت نموده اند كه فرمود "اكثر النفاس اربعون يوما"يعني اكثر مدت نفاس چهل روز است. اين حديث را احمد(رح)،ابوداود دركتاب الطهاره باب ماجاء في وقت النفساء(311)ترمذي دركتاب الطهاره باب ماجاء في كم تمكث النفساء(139)ابن ماجه باب النفساء كم تجلس شماره (248)دارقطني ،حاكم وبيهقي روايت نموده اند. بدايع الصنايع جلد اول ص/293فصل في احكام الحيض والنفاس (مترجم)
[3])احناف درين مورد مي گويند:براي زن حائضه كه معلمه باشد تعليم قرآن كلمه كلمه جواز دارد يعني هركلمه را جدا جدا بخواند (مرتب نخواند) وتعليم بدهد وبه شاگردان تلقين كند وهم چنان اگر سوره فاتحه ويا آيات ديگري ازقرآن راكه در آن معناي دعا باشد بقصد دعا بخواند نه بقصد قرائت جواز دارد.فتاوي شامي جلد اول صـ535 بحرالرائق جلد اول صـ348 (مترجم)
[4] كسانيكه معذور اند مانند زن مستحاضه (زني كه ازفرج او هميشه خون مي آيد)سلسل البول(كسي كه شاش او مسلسل مي آيد و وضوء اش خشك نمي شود)ياكسي كه بيني او هميشه خون است ياكسي كه باد ازاوهميشه خارج ميشود مانند كسي كه بواسير بادي دارد و..... اگر در اول وقت وضوء كنند مي توانند كه باهمان يك وضوء فرايض ونوافل را اداء كنند تاكه وقت همان نماز ختم نشود مثلا براي نماز پيشين وضوء كرد تا زماني كه وقت باقي است مي تواند فرض پيشين ،فرض هاي قضائي وسنت هاي پيشين ونفل را بهر اندازه كه خواسته باشد ادا كند بشرط آنكه ديگر شكننده هاي وضو به اوپيش نشود مثلا اگر سلسل البول وضوء مي كند گرچه شاش اوبيرون شود وضوء اش تاختم وقت باقي است اما اگر باد بيرون شود وضوءاش مي شكند. دليل احناف حديثي است كه پيامبر الله فرموده است"المستحاضه تتوضا لوقت كل صلاه"زن مستحاضه به وقت هرنماز وضوء كند. اما نزد شوافع براي هرنماز فرض يك وضوء كند وبا فرض هرقدر نقل بخواند جواز دارد پس براي نماز فرض قضائي وضوء مستقل كند اگر براي نماز ظهر وضوء كند تنها فرض پيشين را همراه با نوافل خوانده مي تواند اما برايش خواندن فرض هاي قضايي جواز ندارد،اگر مي خواهد كه فرض قضائي بخواند بايد براي آن وضوء مستقل نمايد. بدايع الصنايع جلد اول صـ 239-238). (مترجم)
[5] خون استحاضه خون مرض است حیض نیست واین خون ازداخل رحم نمی آید بلکه از رگ می آید کدام رگ درمنده شده ازآن خون خارچ میشود زنی که به مرض استحاضه مبتلا گردد معذور شمرده میشود این خون مانع روزه ،نماز ونزدیک شدن شوهر نمی گردد وسلسل البول که همیشه پیش آب آن می آید هم همین حکم رادارد .
[6] بخاطر معلومات بیشتر به صفحات 618 و619 جلد دوم الفقه الاسلامی وادلته مراجعه نمائید.
[7] میش آن رنگی است که زن ها در وقت آرایش برای تغیر دادن رنگ موی استعمال می کند تا موهای شان مثل موی های زن های انگلیسی نمایان شود.فکستور مادهء است که بعد از آرایش زن هابرای ثابت ماندن وپراکنده نشدن موی های شان استعمال می کنند.
هنوز ادامه دارد شما می توانید در بخش نظریات سوالات خود را مطرح نمایید وما انشاالله به حل آن می پردازیم.